يادم می ماند

يادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
راهی نروم که بی راه باشد
خطی ننويسم که آزار دهد کسی را
يادم باشد که روز و روزگار خوش است و وفق مرادست
و تنها دل ما ........!!!

/ 7 نظر / 9 بازدید
free

سلام دوست عزيز و ممنون که از کامنت پر محبتتان .آغاز دوستی دشوار نيست اگر که نقابها کناری باشند.شعرهای شما خيلی زيباست .با خوندن شعر فريب به ياد کتاب پيامبر و ديوانه جبران خليل جبران افتادم .اول کتاب ديوانه اينطور شروع ميشه که مرد وقتی از خواب بيدار ميشه تمام نقابهاش دزديده شده اند.....مطمئنم درک شما حدی هست که هيچ برداشت بدی نمی کنيد .به اميد ديدار دوباره.

M.mazuorl

سلام.ابتدا از اينکه بی اجازه وارد شدم از صاحبخانه معذرت ميخوام.دوم اينکه نمی دانم من چرا اينطور شده ام؟هم نوشته هام و هم گفته هايم همه را ناراحت ميکنه!!!!!!!باشه چشم بعد از اين ........... اصلآ ميدونين ... من نگويم که به درد دل من گوش کنيد........بهتر انست که اين نکته فراموش کنيد

chakavak

M.mazurol--- شما عزيز هستيد و همينكه مي نويسيد كلي خوشحالمان مي كنيد----اين جا يك جنكل نه ديوار دارد و نه حصار وسيع و بي مرز و باعث و باني اينجا دلي دارد به اندازه دريا و نياز به اجازه ورودي نيست و اما------ اشتباه اين و أن بخشودني است ---- أنچه ماند برجا نيز نيــــــــــــــــكي است --- و تو هم كه خيلي نيك انديشي --------!!! و باز هم به اين خونه سربزنيد---

nh,,n

سلام دوست من :<<شب رابا دوق يا ماست نميتوانسفيد کرد .برای روشناييفانوس لازم هست.......ازنوشته های زيبايت لذت بردم

yalnizam_yalniz

M.mazuorl سلام دوست عزيزباوركنيد شما طوري اتون نشده ----هميشه شنيدم كه : (حرف حق تلخ است) و حرفتان. حرف حساب است و حرف حق --- شما همانطور بخشنده و مهربان بمانيد و از اشتباهات و تقصيرهاي ما دلخور نشيد --- ياشياسيز دوستلار

BANO

ياد من باشد کاری نکنم که به قانون زمين بر بخورد ياد من با شد که تنها هستم

pari

يادم باشد روز وروزگار و ياران خوش اند ---- و تنها دل ما دل نيست مگه نه ........؟!