يک عاشقانه وحشی

اين دفعه چندمه که داری قول ميدی ؟ بازززززز......
( و چقدر از اين باز بدم مياد !)
يک چيزو چند بار بايد به تو بگم ؟ باز چی شده ؟
اصلا ببينم تو منو قبول داری يا نه . بشين مثل آدم حرف بزنيم بغض هم نکن .
تو منو قبول داری؟ سرتو بگير بالا گريه نکن .. آها باخ منه !
باز که شک کردی ؟ به فرض که اينجا بودی .... نه اصلا وقتی نبودی مگه اوضاع غير از اين بود ... حالا هم که اومدی و رفتی باز هم چيزی فرق نکرده .
( و چقدر از اين باز بدم مياد!)
نميخوای چيزی بگی ؟...من همش از دست شماها بايد .... پوفففففففف!
( و چقدر از اينکه روتو ازم بر ميگردونی بدم مياد !)
يک کلام ختم کلام من بچه نيستم اين يک ...دو اينکه دفعه آخرت باشه شک ميکنی ..... سوم اينکه شستشوی مغزی رو بريز دور چيز های از مغز شسته ميشه که تو بهش ايمان نداشته باشی .
باز که زود قضاوت کردی .
( و چقدر از اين باز بدم مياد)
نگران چی هستی ؟ اون انقدر ها هم که تو فکر ميکنی خطرناک نيست فقط حرف زياد ميزنه ولی يک جو عرضه عمل نداره.
اين يکی هم از اون بدتر دلش مثل آيينه است حرفاش تو رو آزار ميده ؟
بسه ديگه انقدر گريه نکن ميرم ها ! ميرم از دست تو سر ميذارم به بر و بيابون !
آخه چيکار کنم از دست تووووووووووووووو ؟
( و چقدر از اينکه چشمهای خيست رو ازم برميگردونی بدم مياد )

= سيب قرمز =!

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
*("ّا"ّ)*

آهای نه !! سلام ياسي جون !!! نذری نداشتم که قربانی بدم ......من مکاتبه‌ای کوتاه با بانوی آذری‌ام داشتم!

yas

آهای آدم قبلی من همونم ...مربوط به نظر قبلی بود که البته خودم بودم . سلام !! نذر قربانی هم برای صاحب نظر قبول باشد !

ازبراي سيب

سيب/ نصف يک سيب ما/ نصف ديگر اين دنيای بزرگ/ نصف يک سيب ما/ نصف ديگر انسانهامان/ نصف يک سيب تو/ نصف ديگر من/ من و تو ..../ (ناظم حکمت)

صلح

صلح از ذهن انسان ريشه می‌گيرد/هر انسانی در يک محيط سالم می‌تواند با ارزشهای زندگی آشنا شود، خود و ديــــــــــــــــگران را دوست داشته باشد. به همه احتـــــــرام بگذارد(فصل دوازده) = آزادی: به همه تفاوتها و تنوعها احترام بگذاريم، قرار نيست که همه انسانها شبيه هم باشند و مانند هم فکر کنند،از پيشــــــــداوری پرهيز کنیم! به ديگـــــــــران اجازه بدهیم که آزاد فـــکر کنند وکسی را مجبــــــــــــــور به پذيرفتن عقايد خـــود نکنیم! به آزادی انسانها احترام بگذاریم! آزادی با عدالت کامل ميشود! عشق به انسانها را تمرين کنيم و صلح را مقدم بر هر نوع درگيری بدانيم........ اينجا چه خبره ؟!در دنیا بحث از همزيستی مسالمت آميز و جامعه مدنی که سرشار از تفاهم و ديگر پذيری و دمکراسی و دوری از خشونت است، اینجا هنوز کشمکش و گریه و شستشوی مغزی و بی عرضه خطاب کردن دیگران و سر به بیابون گذاشتنه!!

pari

نشانه‌های دوست داشتن چيست؟ يا به عبارتی چطور ميتوانید ادعا کنيد کسی را دوست داريد؟

حميد

باز هم در چشمهايش شاخه های سيب می بينم / اشتهای وحشی من ! از خدا دستی تمنا کن !

free_green_bird

شک ....شک هست چون احساس شديدی هست .چطور جرات ميکنيد به صورت پر اشکی اه ه ه ه بگيد؟؟؟؟ بجای اه ه ه اطمينان بديد. سخت نيست . آسونه. کافيه بگيد می فهمم...حق داری...اما تو بهترينی ..! بايد مطمئن باشن که بهترين هستن .......بگید دل تو مثل آینه است نه دیگری!.سخت نيست ./همدلی می خواد./۱ داستان کوتاه گذاشتم .وقت کرديد سر بزنيد.موفق باشيد.

باز....

دوست عزيز (صلح)متن جالبی نوشتين دستتون درد نکنه،ولی سوءتفاهم پيش نياد منظور ياس عزيز از نوشتن شستشوی مغزی ،مغزی بود که شايد اصلآ وجود نداره.و بی عرضه نوشتنشون هم کاملآ حق بود. چون شخص مورد نظرشون را بهتر از همه ميشناسن (*-*)ولی ایکاش بحالت خصوصی میگفتند. س شما عزیزان دلگیر نباشید./.شاد باشید

صلح

بــــــــــــــاز!! گرچه تو را برخلاف نامت هميشه بسته و دلگير مي بينم . يکبار ديگر عاشقانه وحشي را بخوان بعد قضاوت کن! اين صدا براي من آشناست و اين خط را خوب ميشناسم! پس شما اون يکي را نمي‌شناسي در ضمن اون يکي که خيلي هم برام عزيز و قابل احترام است نه مثل شما فکر ميکنه، و نه مثل شما مي‌نويسه، او را بايد در دلم ببيني تا مرا بفهمي نه در نوشتار و خطم. من از صاحب اين خانه جداً معذرت ميخوام لازم بود جواب (باز) را بدم وگرنه دلگير ميشد!!!!!!!!

!

افسرده * باز * (س)!