امروز جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۳

/ 24 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاپرکِ ...

از این همه عشق عمرم رنگ بنفشه گرفت// وزسویی به سوی دیگر رفتم چون پرندگان کـــــــــــور// تا رسیدن به پنجره‌ای، ای دوســـــــــــت//تــــــــــــــــو های‌و‌هوی قلب شکسته‌ای را شنیدی؟ // آنجا، از میان مه به سوی سینه‌ی تو برخاستم// برای زندگی میان دستان تو برآمدم// از دریا به سوی سرور تو برخاستم//هیچ کس نتواند شمرد آنچه را که به تـــــــــــو مدیونم ، زلال است آنچه به تـــــــــــــو مدیونم، ای دوســــــــت، // آنچه به تـــــــــــو مدیونم، چونان ریشه‌ای است// بی گمان ستاره باران است آنچه به تــــــــــــــــو مدیونم// آنچه به تـــــــــــــــو مدیونم چون چاهی است در ناحیتی جنگلـــــــی// آنجا که زمان آذرخش‌ها‌ی سرگشته اش را نگاه داشته است.

شاپرکِ ...

خوب يا بد ، حلال ، باشه؟

شاپرکِ ...

کاش کليد داشتم ، کاش تو همين يکی دو روز يه سر کوچولو به جنگل ميزدم ، اونجا خيلی ........:((((((

چکاوک

آنچه به تـــــــــــــــو مدیونم چون چاهی است در ناحیتی جنگلـــــــی، آنجا که زمان، آذرخش‌ها‌ی سرگشته اش را نگاه داشته است.

سنجاب

امروز يک سال از آخرين نوشته هم گذشت

سنجاب

امروز يک سال جديد شروع ميشه

پونه

دعوت به بازی يلدا شديد!

پری

بانی جان تولدت مبارک...

چکاوک

هيچ کس نتواند شمرد آنجه را که به تو مديونمسال جديد بر تو و در سايه‌ آن بر همه‌ی ما مبارک باد