بـــــــوســــه!

گفتمش :

ـ « شيرين‌ترين آواز چيست؟ »

چشم غمگينش به رويم خيره ماند،

قطره قطره اشکش از مژگان چکيد،

لرزه افتادش به گيســـوی بلند،

زير لب ، غمناک خواند:

ـ « ناله‌ی زنجيرها بر دست من ! »

خنده‌ی تلخی به لب آورد و گفت :

ـ « آروزيی دلکش است، اما دریـــغ!

بخت شورم ره برين اميّد بست.

و آن طلای زورقِ خورشيد را

صخره‌های ساحل مغرب شگست!...»

من به خود لرزيدم از دردی که تلخ

در دل من با دل او می‌گريست .

گفتمش :

ـ « بنگر، درين دريای کور

چشم هر اختر چراغِ زورقی است! »

سر به سوی آسمان برداشت، گفت: 

ـ « چشم هر اختر چراغِ زورقی است »

ليکن اين شب نيز دريايی است ژرف .

ای دريغا شبروان ! کز نيمه راه

می‌کشد افسونِ شب در خوابشان ...

گفتمش :

ـ « فانوس ماه

می‌دهد از چشم بيداری نشان ...»

گفت :

ـ « ما، در شبی اين گونه گنگ

هيچ آوايی نمی‌آيد به گوش ...»

گفتمش :

ـ « اما دل من می‌تپــــد.

گوش کن، اينک صدای پای دوست! »

گفت :

ـ « ای افسوس، در اين دام مرگ

باز صيد تازه‌ای را می‌برند،

اين صدای پای اوست!... »

گريه‌ای افتاد در من بی‌امان

در ميان اشک‌ها پرسيدمش :

ـ « خوشتــــرين لبخند چيست؟ »

شعله‌آی در چشم تاريکش شکفت،

جوشِ خون در گونه‌اش آتش فشاند،

گفت :

ـ « لبخندی که عشق سربلند

وقت مردن برلبِ مردان نشاند. »

من زجا برخاستم،

بــــوسیـــدمـــــش.07.gif

 

 

تهران ۱۳۳۴هـ . ا

/ 8 نظر / 7 بازدید
ashkan

تيتر وبلاگ شما خيلی جالب هست سر بزنيد به بنده///هنوز دور از ايران

amir

خوشحال می شوم اگر از وبلاگ ماهم ديدن کنی . البته اين وبلاگ دانشجويان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز است . در ضمن می توانی وبلاگ ما را لينک کنی . فکر می کنم بتوانيم دوستان خوبی برای هم باشيم .

.......

بوسيدمش! :)

mujdeh

وبلاگ قشنگيه به ما هم سر بزن. البته به قشنگيه وبلاگ شما نيست!!!!!!!!!!!!!!

بي مزه

همين امروز فرداست که در اين وبلاگو به دليل رعايت نکردن شئونات اسلامی اونهم تو ماه رمضان که مجازاتش دو برابره ببندند ! آقا اينجا زير ۱۸ سال مياد ....

...

بوسيده شدم !:)

jeiran

امشب تمام حوصله‌ام را / در يک کلام کوچک / در «تو» / خلاصه کردم : ای کاش می‌شد/ يک بار / تنها همين/ يک‌بار/ تکرار می‌شدی! تکرار...

بامزه

خدایا ! كسانی كه از عشق دم ميزنند! چرا نق ميزنند و حسد می‌برند؟!:)))