چه خواهی کرد خدايا!

 

خـدا... خـدا... دريـاي رحـمتت كـو17.gif

خـدا... خـدا... رحـم ومـروّ تت كـو؟!

چه خواهی کرد خدايا، اگر من بميرم؟

من پيمانه‌ی تو هستم ( چه می‌شود اگر خرد و تکه تکه شوم؟)

من شراب تو هستم ( چه می‌شود اگر دگر گردم؟)

من جامه ‌و خرقه‌ی تو هستم

بی من تومعنای خود را از دست می‌دهی

پس از من خانه‌ای نخواهی داشت تا در آن

کلمات، نزديک و گرم خوش آمدت گويند.

صندلهای مخملی که من هستم

از پاهای خسته‌ات فرو می‌افتد.

ردای بزرگ تو تنهايت می‌گذارد

و نگاهت که اينک با گونه‌ام

چونان بالشی به گرمی پذيرايش هستم

خواهد آمد، دير زمانی مرا خواهد جست

و در غروب خواهد آرميد

بر دامان صخره‌های نا آشنا

 

(ريلکه)

/ 5 نظر / 13 بازدید
samira

سلام...واقعآ قشنگ بود...خيلی....راستی...اخر و عاقبت اون دوربين چی شد؟

پری

با سلام ... سميرا جان دوربين و فيلم را پس گرفتيم !

khoda:)

سلام.تو اين دور و زمانه با اين همه گرفتاری و همچنین افزایش روز افزون جمعیت.. پس نيستی و کوچ انسان قابل اغماض است. کامیاب باشید

:)

عجب نوشته اين مرديکه.(ريلکه)

salam be maa ham sar bezanin