قصه های جنگل!

چقدر جنگل نخوسی !!!26.gif

من راستش گيلکی زياد خوب بلد نيستم ولی مثل اينکه معنی اش ميشه : چقدر جنگل ساکته يا خوابيده نميدونم ( خب بگو نميدونی چرا مينويسی )

چيه کرم نديدی تو زندگيت ؟!

............

يکی بود اون يکی هم بود خدای مهربون هم بود !

بچه های خوب جنگل سبز هم همشون بودند ... يک روزی از روز ها بود ! يک جلسه فوق سری  منزل آقای گوزن ! به صرف شام و شيرينی 32.gif

انقدر خورديم که يادمون رفت موضوع جلسه چی بود ؟! 30.gif( چيه؟؟ گير ترک جماعت نيفتادين مثل اينکه04.gif !)

چه دردسرتون بدهم ! يک درختی بود سال ها ميوه نداده بود ، با همه قهر بود نه با کسی حرف ميزد نه ميوه ميداد !

آقای گوزن از بی ثمر بودن برنامه دفع آفات صحبت کرد !

شاپرک خانوم با صدای قشنگش آواز خواند شايد دل غمزده درخت آرام بشه !

بنده حقير فقير سراپا تقصير برگ بيد هم کلی جست و خيز کردم ببينم اطراف درخت ميخی نکوبيده باشند جادو جنبلی در کار نباشه ! خبری نبود که نبود .

 آهو قشنگه پيشنهاد داد با درخت حرف بزنيم ! 

 مارمولک گفت تهديدش کنيد که اگر حرف نزنه از ريشه قطعش ميکنيم !

آقا گوزن گفت: نه 20.gif! چاره کار جای ديگه است ( چه باهوش بود اين آقا گوزن ما بی خبر بوديم33.gif) گفت به من سه روز مهلت بدين و اين طرف ها هم پيداتون نشه تا ببينم چی کار ميکنم  !

 روز اول به يک زوری گذشت ...........روز دوم  هم با يک مشقتی سپری شد .........نزديک غروب روز سوم رفتم زير درخت پرسيدم: چی شد ؟ ديدم گوزن هم ديگه حرف نميزنه .......19.gif

 

 

سنجاب خانوم ! دم غروب ميان حضور خسته اشيا

/ 3 نظر / 11 بازدید
sayehdarya

چقدر آدم توی اين بلاگها حرفهاي خودشو ميشنوه ...بلاگت زيباست به منم يک سر بزن

ye gharibe

دلم برای اين جا خيلی تنگ شده بود...از اول تا اخر نوشته هاتو خوندم ...بازم بهت سر می زنم ....

free_green_bird

درود بر اهالی جنگل سبز ./ راستی شما با ميرزا کوچک خان هم نسبتی داريد ؟! / وبلاگم را رنگ کردم سر بزنيد خوشحال می شم .( شيرينی هم ميل کنيد !)/