ترديد

بانوی من !
دوستی، گلی است
باغبانش باشی تو
عشق، رويايی است
لبخند شيرينش باشی تو


بانوی من !
محبت ،باغی است
سيب سرخش باشی تو
مهر، دريايی است
صدف خالی اش باشی تو

بانوی من !
زندگی، رودی است
مصبش باشی تو
کندن، فريادی است
آه پر دردش باشی تو !


*سيب قرمز*

/ 2 نظر / 5 بازدید
حميد

به جان جوشم که جويای تو باشم / خسی بر موج دريای تو باشم // تمام آرزوهای منی کاش / يکی از آرزوهای تو باشم ! * ---------------- * شفيعی کدکنی

باني

بيچاره من كه از پس اين جستجو هنوز /مي نالد از من اين دل شيدا كه يار كو؟...كو آنكه جاودانه مرا مي دهد فريب/ بنما كجاست او؟....در بگشاييد ...شمع بياريد ...عود بسوزيد ....//پرده به يكسو زنيد از رخ مهتاب ....شايد اين از غبار راه رسيده ....آن سفري همنشين گمشده باشد ...///آن سفري همنشين گمشده باشد!!!