کعبه

 

 مقصود تويی کعبه و بتخانه بهانه

 

نقل است  که شيخ ابوالقاسم نصر آبادی  يک روز در طواف خلقی را ديد که به کارهای دنيوی مشغول بودند و  با يکديگر سخن ميگفتند ، برفت و پاره آتشی و هيزم بياورد ...

از وی سوال کردند چه خواهی کرد؟

گفت: ميخواهم کعبه را بسوزم تا خلقی از کعبه فارغ آيند و به خدا بپردازند .

/ 4 نظر / 4 بازدید
مهیار و مهراز--------وبلاگ زولبیا----------

سلام...خيلي خوشحال که به بلاگت اومدم....واقعا مطالب جالب بود....تو پرشين کمتر کسي مثل شما اين قد باحال مينويسه....به ما هم سر بزنيد نظرتون راجع به تبادل لوگو و لينک چيه...به ما بگيد

free_green_bird

درود . سيکيزم يک مذهب هندی است .سيك ها معتقدند نبايد به احكام ظاهري دين توجه كرد و انجام مناسك و اعمال صوري مانند عبادات ظاهري و تلاوت كتاب و زيارت و رهبانيت و غسل در فلان رود و طواف و....چيزي نيست كه خداوند از بنده مي خواهد.نانک مرشد انها بود و زمانی که پير بود به کعبه رفت . همه طواف می کردند اما او در وضعی لاابالی دراز کشيد و پايش را به سمت کعبه دراز کرد ...کسی که طواف می کرد گفت : ای گدا پايت را بکش کنار ...به سمت ديگری نه سمت خانه خدا ! نانک گفت : آه ..راست می گويی ..لطفاْ پاهای مرا به سمتی بگذار که خانه خدا نباشد !!!! ///

free_green_bird

بهترين دوست نانک تا اخر عمر يک مرد ايرانی به نام مردانا بود ...

یورقون

رهی جز کعبه و بتخانه می جویم// گروهی بت پرست اینجاو مشتی خود پرست آنجا