واژه

قرار نيست اينجا گذر گاه باشد .

قرار نيست خندقی حفر کنيم و با آب و شعر و ترانه آن را پر کنيم .

چاک چاک نکن اين دل بی قرار ناماندگار را !

اگر حرفی نيست ، سخنی نيست ! باری ميتوان از کنار زندگی لغزيد و رفت.

وقتی دلت دنيای حرف است و لبت دوخته به خنجر سکوت ...

قرار نيست که فرياد ها را خفه کنيم .

«از کنار هم ميگذريم»

شادمانی واژه ای نيست که در سطور کتاب لغت آن را بجوييم .

يا با شربت و شهد و زعفران در کنج دلت بنشانيم .

خبری نيست ، ملالی نيست ، آمده را مجال ماندن نيست تا به ناز گره از سر زلفت بگشايد .

کنار من و تو و عاطفه ،صبوری غنوده است.

 

(سنجاب)

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
دختر الاغ!

خيلی زيبا نوشتی...منم وبلاگ دارم...پس منم هستم...دوست دارم بيای به من سر بزنی ببينی نوشته هام به پای تو ميرسه يا نه؟؟؟موفق باشی...دختر الاغ !

k1

سلام سنجاب. متن پر معنی نوشتی.۱ فندق جايزت. شادی از دل به دل کوچ ميکنه. آدم شاد ميتونه تمام نزديکانش رو شاد نگه داره ولی نميتونه جلوی غم و غصه رو بگيره. شاد يا غمگين آخرش به کجا ميرسيم خدا ميدونه...

انيس پوركيا

سلام من کم کم دارم ميفهمم پس شما همتون اعضا يک جنگل سبز هستيد خوب پس الان بايد برای سنجاب بنويسم سنجاب عزيزمتن زيبائی بود