من و تو

آه بانو.... بانو.... بانو

عشق و گرما مال تو ، سوز و سرما مال من

مهر و درمان مال تو ،درد و نسيان مال من

ناز و عشوه مال تو ، خشم و دشنه مال من

آه بانو ...بانو ....بانو

درد و نفرين مال من ، اشک سنگين مال من

شوری و غم مال من ، درد و ماتم مال من

صبر و رحمت مال من ، رنگ نفرت مال من  !

 

 

|سيب قرمز|

/ 4 نظر / 5 بازدید
yas

از واژه "درد" زياد استفاده کردی ميتوانستی به جاش از زرد ، فقر يا زخم استفاده کنی .... زخم و نفرين مال من ، اشک سنگين مال من/ شوری و غم مال من ، فقر و ماتم مال من .

مسافر جاده هاي غم

تو در چشم من همچو موجي خروشنده و سركش و ناشكيبا كه هر لحظه ات مي كشاند بسوئي نسيم هزار آرزوي فريبا تو موجي تو موجي و درياي حسرت مكانت پريشان رنگين افقهاي فردا نگاه مه الوده ديدگانت تو دائم بخود در ستيزي تو هرگز نداري سكوني تو دائم زخود مي گريزي تو ان ابر اشفته نيلگوني چه مي شد خدايا ... چه مي شد اگر ساحلي دور بودم ؟ شبي با دو بازوي بگشوده خود ترا مي ربودم ... ترا مي ربودم ( فروغ فرخزاد )

-

هرگز ندانستم تو كيستي ؟؟؟ تو چيستي ؟؟؟!!!

شعري از امين پور

بغضهاي كال من ، چرا چنين؟ گريه‌های لال من ، چرا چنين؟ جز و مد يال آبی‌ام چه شد؟ اهتزاز بال من چرا چنين؟ داغ تازه‌ی تو، داغ کاغذی / داغ دير سال من، چرا چنين؟ ...... هر چه و همه، تمام مال تو/هيچ و هيچ مال من، چرا چنين؟ سال و ماه و روز تو چرا چنان؟ روز و ماه و سال من چرا چنين؟ ...... در گذشته سرگذشتم اين نبود/ حال، شرح حال من چرا چنين؟ ای چرا و ای چگونه‌ی عزيز! جر‌أت سوال من، چرا چنين؟