عشق!

خواسته توست که پلکهای سنگين من،
گشوده می مانند هر شامگاه بياد تو.
نگران توام ،
که چشم بگشايی در جايی،
بس دور به من
بس نزديک به ديگری!
((ويليام شکسپير))

/ 3 نظر / 8 بازدید
pari

دلها به هم نزديک باشند عزیز............... مگه نه(؟) (راستی امضاء کی بود؟!) چه فرقی ميکنه ....؟!

حميد

به ساده لوحی چشمان خيس من بنگر / که قطره قطره از آن التماس می ريزد // هنوز با تو دلم نرد عشق می بازد / و جفت چشم سياه تو تاس می ريزد ...

sanjab

و من نگران آن ني نی چشمان لبريزی هستم که گشوده ميشوند در برهوت زندگی! و من دلواپس آن دلی هستم که شکسته ميشود در سکوت بی کسی ! و من از آن شادم که آيينه ام شاد ميبيند ....