/ 6 نظر / 5 بازدید
شعري از : فروغ فرخزاد

صدای تو / صدای بال برفی فرشتگان / کنون که آمديم تا به اوجها / مرا بشوی با شراب موجها / مرا بپيچ در حرير بوسه‌ات / مرا بخواه در شبان دير پا/ مرا دگر رها مکن / مرا از اين ستاره‌ها جدا مکن / نگاه کن که موم شب براه‌ ما/ چگونه قطره قطره آب می‌شود/ صراحی سياه ديدگان من / به لای لای گرم تو / لبالب از شراب خواب می‌شود/

free_green_bird

نگاه کن که غم درون ديده ام /چگونه قطره قطره آب می شود ......./

sanjab

چه انتخاب قشنگی.

ILGHAR

لبا لب از ستارگان تب شدم .....چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل ستاره چين برکه های شب شدم...........

كاغذ بى خط

خدای من! می‌بينم که جنگلی‌ها با هم يکصدا آواز می‌خوانند ! دارم خواب می بينم ؟ ـ نه خانمی گوش کن همه با هم کنار هم زير سايه‌ی درخت تنومند و سرفراز جنگل سبز ، صمیمانه و پر مهر و گرم آواز سر دادند . گوش کن! جمع‌تان همیشه صمیمانه، گرم و دوستی‌هایتان پایدار، جنگلتان سبز و درخت سروتان سرفراز و همیشه سبز و شاداب باشد. *آمین*

salam be maa ham sar bezanin